چیزایی که از سال ۹۹ یاد گرفتم! (بخش اول)

سلام

من کم پیش میاد که بتونم حرفامو بنویسم، ولی تصمیم گرفتم که تا جایی که می‌تونم اونارو به زبون بیارم و حسمو سعی کنم منتقل کنم!

سال ۹۹ برای من بی نهایت آموزشی و پر از اتفاقات خوب (در کنار همه ی اتفاقات بدش!) بود و باعث شد شاید چند سالی بزرگ بشم قشنگ!

شاید مهم ترین چیزی که یاد گرفتم صبر و بردباری بود. بدون اغراق من آدم بی نهایت دمدمی مزاج و احساسی ای بودم، ولی یاد گرفتم که کنترل احساسات و صبر کردن بهترین توانایی ممکنه و چقققددددررر میتونه بعدا به کار بیاد!
اتفاقات زیادی بود که باعث می‌شد من سریع قاطی! کنم و آتیش بگیرم قشنگ! ولی توی سال ۹۹ توی اتفاق تلخی یاد گرفتم که احساساتمو کنترل کنم و بعدشم نتیجه شو واضح و قشنگ دیدم…

دومین درس مهمی که گرفتم نتیجه تلاش و سخت کوشی بود.
من خیلی آدمی نبودم که بتونم برای چیزی که می‌خوام صبر و حوصله نشون بدم و قدم قدم ببرمش جلو!
مخصوصا توی درس! ولی یاد گرفتم برای گرفتن نتیجه باید قدم قدم بری و حتی از تایمای کوچیکت استفاده کنی تا به چیزی که می‌خوای برسی! نتیجه شم توی کنکور و بعدش با معدل ترم اول ارشدم کاملا برای من لااقل مشخص شد! چیزی که توی حدود کمتر از ۲۰ سال (چی گفتم!) قبلی درس خوندن بهش نرسیده بودم و معمولا یا همه چی شب امتحانی درست می‌شد یا ی جوری بلاخره به زورم شده حل و فصل می‌شد!

سومین چیزی که برام محرز شد شیوه مدیریت کردن بود! چیزی که توی کتاب کفش باز (فیل نایت) خونده بودم ولی فرصت نشده بود که بهش عمل کنم! اونم سپردن کار ها و اعتماد کردن به مسئول اون کاره ( کار رو بسپار و دست طرفو باز بذار، نتیجش شگفت زده ت می‌کنه! (از متن کتاب))
البته نباید اینو با بی خیالی و رها کردن کار اشتباه گرفت! منظورم این نیست! باید روی کار بقیه و اینکه چیکار میکنن مسلط باشی، ولی نباید به هیچ عنوان توی کارشون دخالت کرد! توی این حالت آدم ها با فکر بازشون ی کار فوق‌العاده و خوب می‌کنن که احتمالا ممکنه به ذهن شما نرسیده باشه! (ممکنم هست رسیده باشه، که در اون صورت چیزی رو از دست ندادین بازم!)
البته من نصفه و نیمه تجربه این کارو وقتی دبیر انجمن کامپیوتر دانشگاه بودم داشتم و اونجا هم سر برنامه جشن ورودی جدیدا اعتمادی که کردم باعث شد نتیجه سورپرایزم کنه! (البته که اون شخص هم باید آدمی باشه که بشه بهش اعتماد کرد!)

چهارمین اتفاق سرمایه گذاری بود. شاید برای اولین بار توی زندگیم سعی کردم سرمایه گذاری کنم و انقدددر اطلاعات مفید توی این زمینه کسب کردم که شاید توی ۲۴ سال قبلی زندگیم کلا یاد نگرفته بودم. با آدم هایی آشنا شدم که با پولای کوچیک میتونستن پولای بزرگ در بیارن و سنی هم نداشتن.

لطفا، لطفا و خواهشا! اگر بچه دارید، بهش یاد بدین چطوری پولاشو مدیریت کنه و سرمایه گذاری کنه! بهش یاد بدین و نیازی به قایم کردن سرمایه گذاری هاتون نیست! چیزی که برای من توی زندگی حداقل هیچوقت اتفاق نیوفتاد و هنوزم که هنوزه پدرم میترسه از اینکه به من بگه چی داره و پولاشو چطوری و کجا سرمایه گذاری میکنه! اتفاقی بی نهایت بد و ضرر زننده به زندگی من! شاید اگر منم مث خیلیای دیگه یاد گرفته بودم اهمیت و نحوه درست سرمایه گذاری رو، وضعیت فعلیم خیلی خیلی خیلی بهتر از چیزی بود که الان هست!

این نوشته فعلا باشه، تا در ادامه بقیه درسایی که توی سال ۹۹ گرفتم و بنویسم.

پیام بگذارید